السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

604

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مىشود و در اين هنگام به « ما هو » از آن سؤال مىگردد ، جواب آن غير از جواب از آن در حالى است كه آهن بوده‌است . و يا مانند گِل و سنگ در حالى كه دو جوهرند ، اما زمانى كه ساختمانى از آنها ساخته‌مىشود ، پاسخ از سؤال از آنها به ماهو « خانه » مىباشد ، در حالى كه چيزى جز هيأت‌هاى عرضى به آنها ضميمه نشده‌است . شرح حاصل اشكال اين است كه شما گفتيد مقوّمِ جوهر بايد جوهر باشد ، ولى ما اين را قبول نداريم ؛ زيرا مثال‌هايى را بيان مىكنيم كه در آن مقوّم جوهر ، عَرَضى از اعراض هست . فى المثل « شمشير » را ملاحظه مىكنيم كه نوعى از انواع جوهرى است . مقوّم شمشير بودن همان هيئت عَرضى خاصى است كه به آهن - كه خود جوهر است - ضميمه گرديده‌است . يا فى المثل خشت و سنگ ، كه دو جوهر هستند ، اما با ضميمه شدن هيئت‌هاى عرضى ساختمان ، نوع جوهرى ديگر به نام « خانه » پديد مىآيد . بَنّا با ايجاد نظم خاصى ميان آجرها و سنگ‌ها عامل پيدايش خانه يا ديگر ساختمان‌ها مىگردد آن نظمى كه بنّا به آجرها مىدهد چيزى بيش از يك عَرَض نيست . پس عرض هم در تقويم جوهرى به نام شمشير ياخانه مؤثر است . بنابراين ، لازم نيست كه حتماً ، مقوّم جوهر ، جوهر باشد ؛ بلكه مىتواند عرض باشد . جواب از اشكال متن فأنّه يقال : فيه خلطٌ بين الانواع الحقيقيّة . . . من أكثر من واحدة منها ماهيّة . ترجمه در پاسخ گفته مىشود : « 1 » دربيان شما بين انواع حقيقى و مركبات اعتبارى خلط شده است . انواع

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 5 ، ص 175 - 179